سلام
چهارشنبه روز عید غدیر بود
راستی عیدتون مبارک!!!
اولین برف سنگین داشت پائیز رو بدرقه می کرد
شب بود ساعت حدود ۱۰ اینا بود که دخترم گفت:
بابا پاشو بریم توی برف قدم بزنیم
منم که از خدا خواسته پاشدم لباس نسبتا گرم پوشیدیم
زدیم بیرون ... توی برف چه کیفی میداد قدم زدن

رفتیم از خیابون جلوی خونه تا جاده سلامتی کنار خیابون قائم
روی لوازم ورزشی و بدنسازی یک کمی ورزش کردیم
روی تمامشون کلی برف نشسته بود ولی حالی داشت
بعدش ادامه دادیم رفتیم بالا توی بلوار بسیج
نزدیک نگهبانی که نگهبانش از سرما کز کرده بودتو کیوسک
درخت کاجهای کوتاه از برف مثل تخم مرغ شده بودند
و زیبائیه خاصی به بلوار میدادند

کاش دوربین مناسب داشتیم
عکسای موبایل اونم توی شب و زیر برف
زیاد کیفیت مطلوبی ندارند

قسمت آخرش که تردد ماشین نداره
شاید حدود ۵ سانت برف کف خیابون نشسته بود
تصمیم گرفتیم آدم برفی بسازیم
البته به سبک جدیدو ابداعی خودمون
یعنی روی زمین ..... درازکش!!!
یکی نسبتا کوچیک ساختیم

خوشمون اومد یکی بزرگترش رو ساختیم طوری که وقتی

دخترم میخواست دکمه هاشو بذاره باید می پرید

وسط آدم برفی و با جای پاش دکمه درست می کرد!!
بالاخره ساختیمش این شد:

دیگه نرفتیم ببینیم فرداش چی به سرش اومد!!!
برگشتنه وقتی از خیابون میومدیم برف زیادی که
روی ماشینها نشسته بود ما رو وسوسه کرد
تا تجربه ساخت آدم برفی رو روی اونا هم تکرار کنیم
پسرک برفی روی این ماشین:

و دختر برفی هم روی این پیکان:

البته صبح وقتی از این ماشین عکس انداختیم واضح بود:

پارسال که رفتیم بیرون رفته بودیم سر تپه
و از اونجا با هم سر میخوردیم به پائین
امسالم ایشالا میریم
آخه مزه میده
پدر و دختریش هم خودش یه حالی داره
نوشته شده توسط شی - رازی در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 13:6 | لینک ثابت | ثبت نظر

